مظهرپاکی وعدالت
عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند


هدف غزالي رهايي مسلمانان از هرج و مرج فكري بود
از دوستي با دين تا دشمني با فلسفه
امام محمد غزالي طوسي، كه در سده پنجم هجري و به روزگار فرمانروايي خاندان ترك تبار سلجوقي مي‌زيست ازجمله نام‌آورترين و تاثيرگذارترين شخصيت‌هاي ايران و اسلام در گستره‌اي زماني به وسعت تمام تاريخ است. آنچه روشن است، مجموعه فعاليت‌هاي او كه نمود اصلي‌اش را در آثار وي به عينه مي‌توان ديد سبب شد تا در درازناي تاريخ شمار به نسبت افزوني از دانشمندان و انديشمندان به شرح يا نقد آراي او بپردازند. برخي از افراد كه واكاوي آراي او را پيشه خويش ساختند باورهاي او را به جهت دينمداري‌اش حجت پنداشته و ستوده و از اين رو در رويارويي با هرگونه نظريه‌اي كه رهي جدا از مسير غزالي مي‌پيمود پرچم مخالفت برافراشتند. شماري از كساني هم كه بازبيني باورهاي غزالي را وجهه همت خويش قرار دادند به مانند ابن‌رشد، نويسنده كتاب تهافت التهافت، به سبب جنبه‌هاي ضدفلسفي انديشه غزالي عقايدش را مردود دانسته و نكوهيده و به همين جهت در تقابل با هرگونه رايي كه همگام با طريق غزالي مي‌بود رايت معاضدت برپاي داشتند.

شمار زيادي از انديشمندان امروزي نيز غزالي را به سبب مخالفتش با فلسفه و خردستيزي گسترده‌اش مورد طعن و لعن قرار داده و از آن جمله به شماري از پژوهندگان نامدار چون مهدي فرشاد، مولف كتاب تاريخ علم در ايران و عبدالهادي حائري، نويسنده كتاب نخستين رويارويي‌هاي ايرانيان با 2 رويه تمدن بورژوازي غرب، مي‌توان اشاره داشت.

در حقيقت، از روزگار غزالي تا به امروز، مخالفان غزالي آنچه را بيش از همه دستاويز هجمه خويش به او و پيروانش برشمرده‌اند عقايد ضدفلسفي غزالي است كه بويژه در كتاب تهافت‌الفلاسفه او دوچندان رخ مي‌نمايد. پرسشي كه به ذهن متبادر مي‌شود آن است كه چرا غزالي به دشمني با فلسفه دست يازيد و اضمحلال آن را با جديت تمام پي گرفت؟ به چه سبب او در تكاپوي آن شد تا با مدلل ساختن عقايدش در كتاب، تهافت‌الفلاسفه، اسباب نابودي فلسفه را فراهم آورد؟

به باور نگارنده، براي يافتن پاسخ‌هايي مستند به برهان‌هاي روشن بر اين پرسش‌ها بايد از دو سو به كنكاش و جستجو پرداخت. نخست: بازبيني اوضاعي اجتماعي، سياسي، مذهبي و فرهنگي روزگار غزالي و دوم: كندوكاو در ديگر آثار غزالي.

برابر با تاريخ، عهدي كه غزالي آن در آن مي‌زيست تشتت فكري و هرج و مرج عقيدتي دهشتناكي بر جامعه اسلامي حاكم بود. نابساماني روزگار بيش از اندازه بود و به باور بسياري از متدينان عامه مردم به درد صعب‌العلاج بدديني و سست‌ايماني دچار گشته بودند. گروه‌هاي مختلف ديني به سهولت يكديگر را كافر دانسته و خارج از مسير دين اعلام مي‌كردند. به تعبير خود غزالي در آن برهه زماني، اشعري حنبلي را تكفير مي‌نمود، حنبلي اشعري را واجب‌القتل مي‌پنداشت، معتزلي اشعري را مهدورالدم مي‌خواند و اشعري از تكفير معتزلي سخن مي‌گفت.



ادامه مطلب  
[ سه شنبه 21 تیر 1390  ] [ 7:34 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 6 ]


نگرش ديني به عالم قداست مي بخشد و بشر را ناگزير مي كند تا پژوهش هاي علمي را محدود به قيود اخلاقي كند
گستره علم و جهان دين
نسبت بين علم و دين مساله تازه‌اي نيست و ريشه در تاريخ دين و واكنش‌هاي نهادهاي ديني ـ علي‌الخصوص مسيحي ـ در قبال كشفيات جديد علمي دارد. اين مساله به مرور باعث شد تا در دوره مدرن خطي بين مسائل علمي و ديني ايجاد شود و عملا دين به شكل گسترده‌اي از صحنه زندگي بشر دور شود؛ اما گويا مضرات اين ديدگاه بيش از منافع آن بود و انسان‌هاي بسياري قرباني آن شدند و بنابراين، امروزه بيش از هر زماني نياز بازگشت به آموزه‌هاي ديني و وارد كردن مجدد و البته آگاهانه آنها به درون زندگي احساس مي‌شود. اين مقاله مدخلي است به اين بحث.

مساله نسبت علم و دين در رشته فلسفه دين، از آن دسته مسائلي است كه سابقه تاريخي آن ـ بويژه در غرب ـ اهميت آن را بسيار بيش از ساير مسائل فلسفي درباره دين جلوه مي‌دهد. داستان معروف محكوميت گاليله (1642 ـ 1564) توسط كليسا را بسيار شنيده‌ايم. او فيزيكدان، منجم و رياضيداني ايتاليايي بود كه نظريه زمين محوري در هيات را رد و نظريه نيكلاس كپرنيك (1543 ـ 1473) مبني بر محوريت خورشيد را پذيرفت. كليسا در سال 1610 به نشر چنين عقايدي از سوي او واكنش نشان داد، چراكه ثابت نبودن زمين را مخالف نص كتاب مقدس و هيات بطلميوسي ـ ارسطويي (كه هيات مورد پذيرش كليساي كاتوليك بود) مي‌دانست. گاليله توسط كليسا و دادگاه تفتيش عقايد محكوم و مجبور به توبه گرديد و البته به خاطر اين‌كه ـ به‌رغم ميل باطني ـ توبه كرد، اعدام نشد.

اما كسي كه پيش از گاليله نظريه خورشيد محوري را تاييد و در مقابل كليسا و دادگاه تفتيش عقايد ايستاد، جوردانو برونو (1548 ـ 1600) بود. برونو پيش از گاليلئو گاليله اين نظريه علمي را بيان كرد و مهم‌تر از آن اين‌كه به خلاف گاليله، از اين نظريه علمي در برابر دستگاه مرجع ديني دفاع كرد. برونو خود پيشتر كشيش بود، ولي بسيار زود در 28 سالگي و به شكل غيابي و به جرم مطالعه كتب ممنوعه، از سوي كليسا تكفير شد و از شهــيرترين تكفيرشدگان كليسا ـ آن هم به جرم بدعت ـ گرديد، و سرانجام بعد از سال‌ها فرار در خارج از ايتاليا به اميد اصلاح به ونيز بازگشت، ولي پس از مدتي دستگير و محاكمه شد و بعد او را به دادگاه تفتيش عقايد رم تحويل دادند و نهايتا پس از 8 سال شكنجه به سال 1600 سوزانده شد.

اين يكي از جدي‌ترين تقابل‌هاي بين علم و دين در تاريخ غرب است؛ اما اين تقابل به همين يك مورد (مساله زمين محوري يا خورشيدمحوري) محدود نبود. يكي ديگر ازتعارض‌هاي مهم موجود در تاريخ علم، بين علم و دين، هنگامي رخ داد كه داروين نظريه تكامل خود را ارائه كرد. براساس ديدگاه داروين، انواع (انواع موجودات طبيعي و جانوران) در طول تاريخ ثابت نبودند، بلكه سيري تكاملي را طي كردند و همچنين بسياري از انواع از بين رفته‌اند و انواع موجود موفق شدند كه در طول تاريخ در تنازع براي بقا پيروز شوند.



ادامه مطلب  
[ سه شنبه 21 تیر 1390  ] [ 7:31 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 1 ]

 

 در پرتو تجزیه و تحلیل آیات و روایات، می‏توان به ده انگیزه و هدف از اهداف و

انگیزه‏های بعثت اشاره کرد که عبارتند از:

1- اتمام حجّت، چنان که در آیه 165 سوره نساء می‏خوانیم: «رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلاّ یَکُونَ لِلنّاسِ عَلَی اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ؛ پیامبرانی که بشارت دهنده و بیم دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجّتی برای مردم بر خدا باقی نماند) و بر همه اتمام حجّت شود.»)

par 

2 ـ رفع اختلاف، چنان که در آیه 213 سوره بقره می‏خوانیم: «کانَ النّاسُ اُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرینَ وَ اَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ فیَما اخْتَلَفُوا فِیهِ؛ مردم در آغاز یک دسته بودند و تضادی در میانشان وجود نداشت، به تدریج جوامع و طبقات پدید آمد، و اختلافات و تضادهایی در میان آن‏ها رخ داد در این حال خداوند پیامبران را برانگیخت، تا مردم را بشارت و بیم دهند، و کتاب آسمانی که به سوی خود دعوت می‏کرد، با آنها نازل نمود، تا در میان مردم در آن‏چه اختلاف داشتند، داوری کند.»

 par

3- قیام به عدالت، چنان که در آیه 25 حدید می‏خوانیم: «لَقَدْ اَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ اَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَالْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ؛ ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم، تا مردم قیام به عدالت کنند.»


ادامه مطلب  
[ پنج شنبه 9 تیر 1390  ] [ 5:53 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]


پربرکت‌ترین فرزند شیعه
اندیشه > اهل بیت  - سهند صادقی بهمنی:
امامت پس از شهادت امام علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)، در ماه صفر سال 203هجری وارد عصری جدید شد که مورخان از آن با عنوان عصر سفارت و وکالت یاد می‌کنند.

 ویژگی‌های منحصر به فرد این دوران را می‌توان در 2امر خلاصه کرد: نخست دریافت عمیق‌تر خلفا و مخالفان فکری ائمه‌علیهم‌السلام از نقش و جایگاه ایشان در جهان اسلام به صورت عمومی و منظومه شیعی به نحو ویژه. این درک و برداشت را باید حاصل مشاهده و ممارست مستمر ایشان از جایگاه ائمه دانست.

این امر به خصوص از دوران خلیفه عباسی هارون‌الرشید تشدید شد و در دوران مامون و خلفای پس از او به اوج رسید. البته میزان و محک کلی واحدی برای ارزیابی و سنجش عملکرد خلفا در این مورد وجود ندارد، اما به نحو عمومی می‌توان واکنش‌های گاه و بیگاه ایشان را در طیفی از منفی‌گرایی مورد مطالعه قرار داد. ویژگی دوم این دوران را می‌توان نتیجه منطقی مشخصه نخست دانست. وضعیت ناشی شده از این ویژگی را می‌توان در تغییر روش ائمه علیهم‌السلام در هدایت عموم مردم مشاهده کرد. به کار گرفتن روش‌های غیرمستقیم، استفاده از استدلال‌های به ظاهر نامربوط اما متداول در محافل و مدارس فقهی مخالف و به شکل عمومی به کار گرفتن هر آنچه به حفظ جان و مال و آبروی امام و اکثریت شیعیان منجر می‌شد- که می‌شود از آن با عنوان قرآنی تقیه یاد کرد- را می‌توان در این میانه به وضوح به مشاهده نشست. وضعیت امام جواد‌علیه‌السلام که در سی‌ام صفر سال 203هجری به امامت رسید.

در این جستار که به مناسبت شهادت امام محمد بن علی جواد علیهم‌السلام در 30ذیقعده سال 220 هجری فراهم آمده است، می‌کوشیم تا گوشه‌هایی از زندگی امام را که تحت‌ تأثیر عوامل ناهمگون به مصداقی بی‌بدیل برای مطالعه و شناخت حیات ائمه بدل شده است، ارائه کنیم.



ادامه مطلب  
[ سه شنبه 7 تیر 1390  ] [ 8:18 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

كوتاه از نشست «مسئله تطور عقل و عقلانيت»


سهم بیشتر همه از عقل
اندیشه > حکمت‌و فلسفه  - سیدحسین امامی:
در تاریخ فلسفه جمله معروفی از دکارت به این مضمون نقل شده است که تنها چیزی که هیچ‌کس بهره خود را از آن کم نمی‌داند، عقل است.

جدای از این مضمون اما در تاریخ فلسفه مفهوم عقل دستخوش تعاریف متعددی شده و هر متفکر در بحث از عقل و عقلانیت با توجه به نظام فلسفی خویش چیزی در تاریخ تطور مفهوم عقلانیت افزوده است. گزارش حاضر نیز بحثی است در همین زمینه که هفته گذشته برگزار شده است.به همت گروه فلسفه غرب مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، نشست «مسئله تطور عقل و عقلانیت» با سخنرانی دکتر غلامرضا اعوانی، رئیس و مدیر گروه فلسفه غرب مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، عصر چهارشنبه 31فروردین‌ماه در این مؤسسه برگزار ‌شد. اعوانی عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، رئیس انجمن بین‌المللی فلسفه اسلامی و عضو هیأت مدیره فدراسیون بین‌المللی انجمن‌های فلسفه جهان، در این نشست به ارائه سخن پرداخت که گزارش کوتاهی از آن در پی می‌آید.

همانطور که می‌دانید هگل، کتاب معروفی با عنوان «عقل در تاریخ» دارد که در آن سیر عقل و عقلانیت در تاریخ فلسفه غرب را بررسی کرده است. البته هگل دید خاصی نسبت به عقل دارد و بر مبنای آن مسئله عقل را بررسی کرده، یعنی وقتی که این مسئله را از چین بررسی می‌کند- با آن معنایی که از عقل و عقلانیت در ذهن دارد- می‌گوید پیدایش عقل و عقلانیت در چین و هند نبوده و پیدایش و آغاز آن را تقریبا از یونان می‌داند که به زبان او این سیر در نهایت به کمال عقلانیت ختم می‌شود. تصور هگل از عقل، تصور خاصی است و تصورات دیگری هم وجود دارد که مهم و درخور توجه است. نظریات فراوان، دقیق و عمیقی در مورد عقل و عقلانیت وجود دارد که بنده می‌خواهم در این مجال گزارشی ارائه دهم تا مشخص شود که چه مفاهیم و معانی‌ای از عقل وجود داشته و مخصوصا چه نظریاتی درباره عقل وجود داشته که اکنون دیگر وجود ندارد.



ادامه مطلب  
[ دوشنبه 6 تیر 1390  ] [ 8:16 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

درنگي بر انسان‌مداري اسلامي


فطرت آزادی‌خواه
اندیشه > حکمت‌و فلسفه  - حسن حسن‌زاده :
انسان‌مداری یکی از مؤلفه‌های مهم عصر کنونی است که موجب جدا شدن دین از پیکره زندگی انسان امروزی شده است.

سر این جدایی را در عواملی چند می‌توان جست. در تفکر انسان‌مدارانه، انسان محور هستی و جایگزین خدا و دین بوده و اختیار کنترل نشده‌ای بر هستی دارد. از این حیث، حقوق مادی و معنوی وی هیچ پیوندی با ارزش‌های دینی ندارد. حال آنکه در ادیان، به‌ویژه اسلام، انسان دارای روح خدایی بوده و حقوق و آزادی‌های وی محدود به بعد مادی نمی‌شود. در مطلبی که از پی می‌آید، نویسنده به بررسی دیدگاه اومانیسم و دیدگاه اسلامی درباره انسان‌ پرداخته و تفاوت‌های هستی‌شناختی و انسان‌شناختی هر یک را به بحث و تحلیل گذاشته است.

تاکنون تعاریف زیادی از اومانیسم(انسان‌مداری ارائه شده، اما مسأله قابل ذکر این است که هر کدام از آنها یا چنان گسترده و عام هستند که بی‌فایده‌اند یا چنان جزیی بوده که با استعمال درست این واژه در تناقض قرار می‌گیرند. به هر حال، در طی قرن‌های چهاردهم و نوزدهم، اومانیسم به این صورت تعریف می‌شد:

1- شناخت نویسندگان کلاسیک و مطالعه قواعد، علم بیان، تاریخ، شعر و فلسفه اخلاق
2- توجه به افکار، علائق و مرکزیت انسان
3- اعتقاد به عقل و توانایی‌های اساسی وجود انسان
4- اعتقاد به تعقل، متد علمی و شک به عنوان ابزارهای مناسبی در کشف حقیقت و ساختار جامعه انسانی
5- عقیده به استقلال و تساوی اخلاقی به عنوان پایه‌های اخلاق و جامعه



ادامه مطلب  
[ دوشنبه 6 تیر 1390  ] [ 8:08 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]


شرحی از آیت الله کشمیری

علاقه آیت الله کشمیری به نجف اشرف آنقدر زیاد بود که توصیف آن مشکل است. جایی که شاه ولایت در آنجا مدفون باشد به‌منزله صد است، ( چونکه صد آمد نود هم پیش ماست) یعنی همه چیز در آنجا برای اهلش جمع است.

بارها می‌فرمود: من اگر نجف بروم حالم خوب می‌شود، آنقدر نجف هیبت از صاحب هیبت، امیرالمؤمنین علیه السلام دارد که اگر اعلم علماء به آنجا بیایند همانند یک طلبه معمولی می‌مانند .

علاقه بسیار ایشان به حرم امیرالمؤمنین علیه السلام و دریافت کثرت برکات وافر مادی و معنوی سبب شد که در هجران دیار موحدان دائماً بسوزد!

می‌فرمودند: سرزمین نجف منوّر است، وقتی توی ماشین از کربلا به نجف می‌آمدیم دخترکی قبل از یک فرسخ به نجف می‌گفت: مادر ببین چقدر این سرزمین نورانی است!!

گاهی آنقدر توصیف نجف می‌کردند که انگار شهر دیگری در دنیا وجود ندارد و می‌فرمود: همه ایران یک نجف نخواهد شد. نجف چیز دیگری است، حتی مساجد کوچک آنجا دارای یک معنویتی است که مساجد بزرگ ایران مثل مسجد گوهرشاد خراسان آن معنویت را ندارد.


ادامه مطلب  
[ یک شنبه 5 تیر 1390  ] [ 12:12 AM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

شماره خبر: 100891281672

چهارشنبه 26 آبان 1389 - ساعت 17:11


وزير ارشاد :
اسلام دين احترام به اديان الهي است
جام جم آنلاين: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: در قرآن كريم بارها به مساله حقوق بشر و احترام به ديگر اديان الهي پرداخته شده و دين اسلام، دين احترام به همه اديان الهي است.

به گزارش ايرنا ، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي روز چهارشنبه در نشست «هم‌انديشي پديدآورندگان آثار مكتوب از پيروان اديان توحيدي» ، با اشاره به آياتي از قرآن درباره همدلي ميان انسان‌ها با اديان مختلف الهي، تاكيد كرد: توهين و بي‌حرمتي به اديان در دين مبين اسلام محكوم است.

حسيني افزود:هنگامي كه در آمريكا يك كشيش اعلام مي‌كند كه قصد بي حرمتي به كتاب مقدس مسلمانان را دارد، دولتمردان آن كشور به بهانه آزادي بيان واكنشي از خود نشان نمي دهند، در حالي‌ كه با اين كار به يك ميليارد و نيم مسلمان و همچنين اديان ديگر توهين و بي‌احترامي شده است.



ادامه مطلب  
[ جمعه 3 تیر 1390  ] [ 12:47 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]



همه ادیان مختلفی که در روی زمین وجود دارند، به نام های مخصوص بخود نامیده شده اند، به این معنی که هریک یا به نام مرد خاص یا به ملت معینی نسبت داده شده است.



 

   

چرا دین اسلام به این اسم نامیده شده است؟

معنای کلمه ی اسلام، حقیقت اسلام، حقیقت کفر، ضررهای کفر و عواقب زشت آن.

وجه تسمیه:

همه ادیان مختلفی که در روی زمین وجود دارند، به نام های مخصوص بخود نامیده شده اند، به این معنی که هریک یا به نام مرد خاص یا به ملت معینی نسبت داده شده است.

مثلاً: دین مسیحی نامش را از مسیح (ع) گرفته و کیش بودائی به نام (بودا) مؤسس این کیش معروف شده، دین زردشتی به اسم زردشت مؤسس و پرچمدار این دین مشهور گردیده است.

دین یهودی نیز به مناسبت اینکه در میان قبیله ی معروف به (یهودا) رواج گرفته، به نام یهودیت شهرت گرفته است و همچنان سایر ادیان ...، مگر کیش اسلام که نه به نام مرد خاصی نامیده شده و نه به نام ملت معینی، بلکه نام اسلام دلالت بر صفت خاصی دارد که همین صفت، متضمن معنی کلمه اسلام است.

به طوریکه از ظاهر این اسم پیداست، در ایجاد این دین نه فردی از افراد بشر دخالت داشته و نه این دین مخصوص است به ملتی از ملل عالم. این دین هیچ نسبتی به فرد یا به ملک یا به ملتی ندارد بلکه هدف این دین آنست که همه مردم روی زمین به صفت اسلام مزین باشند. بنا بر این هرکسی چه در گذشته دارای چنین صفتی بوده و چه در حال حاضر، مسلمان شناخته می شود و هر کس در آینده نیز به چنین صفتی مزین باشد، مسلمان خواهد بود.

معنی کلمه ی اسلام:

اگر به کتاب های لغت عربی مراجعه کنید، خواهید دانست که معنی کلمه ی اسلام عبارتست از «تسلیم و امتثال» یعنی پذیرفتن امر و نهی امرکننده و نهی کننده بدون اعتراض. و این دین از آن جهت «اسلام» نامیده شده است که اطاعت امر خدا و تسلیم شدن به فرمان خدا بدون اعتراض لازمه ی آنست.

حقیقت اسلام:

مسلم است که هرچیزی در این جهان تابع قاعده ای معین و قانون خاصی است، مثلاً آفتاب و ماه و ستاره گان همه تحت قاعده معینی هستند که به قدر موئی از این قانون تخطی و تجاوز نمی کنند.

 

زمین به دور محورش می گردد و از آن مقدار و میزانیکه از لحاظ زمان و حرکت و سیر برای آن مقرر گردیده کوچک ترین تغییر و تبدیلی در آن دیده نمی شود. آب و هوا و نور حرارت، همه و همه مطیع نظم خاصی هستند.

 

جمادات و نباتات و حیوانات ضابطه ای دارند که رشد و نمو و افزایش و کاهش زندگی و مرگشان



ادامه مطلب  
[ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390  ] [ 10:33 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 3 ]


گناهان با ما چه می کنند ؟!

گناه

گرفتاری‌هایی که دراین دنیا دامنگیر انسان می شوند یا مکافات عمل هستند و یا برای امتحان، برای تعدادی پایه ترقی و تکامل است و برای گروهی تخفیف کیفر اخروی،صورت اخیر لطفی است از طرف خداوند برای گناهکاران تا از مجازات اخروی آنها کاسته شود و ممکن است در این دنیا پاک گردند و به سرای باقی سفر کنند.

در قرآن با واژه‌های گوناگونی از گناه یاد شده است: ذنب، اثم، سیئه، معصیت، خطیئه، جرم، منکر، فاحشه، شر و….

خداوند در یک جا از قول گناهکاران بیان می‌دارد: «… وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا كَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا ؛ به او می‌گویند: ای وای بر ما! این چه نامه‌ای است که هیچ [کار] کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته ، جز این که همه را به حساب آورده است .» (سوره کهف، آیه 49)

روایات بسیاری نیز این تقسیم بندی را بیان داشته‌اند و فرموده‌اند:انجام دهنده گناهان کبیره به دوزخ می‌رود.1

گناهان بدنی و جسمی، گناهانی هستند که انسان با یکی از اعضای بدن آن را انجام می‌دهد. مثل: غیبت، زنا ، دزدی، فحاشی و… و گناهان غیر بدنی آنهایی هستند که آدمی در دل و ضمیر خود آنها را انجام می‌دهد. مثل: حسد، کینه، بخل و….

تعدادی از علما و اساتید اخلاق گناهان کبیره را تا چهل مورد برشمرده‌اند.2 لیکن در بعضی موارد و مواقع گناهان صغیره به گناهان کبیره تبدیل می شود و گناه انسان سنگین‌تر می‌شود و حکم همان گناهان کبیره را دارد.مثلاً: اصرار بر گناه صغیره،کوچک شمردن گناه،تظاهر به گناه،خشنودی از گناه و مغرور شدن به ستر الهی.

 

آثار گناه

1. مانع معرفت است



ادامه مطلب  
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390  ] [ 10:28 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]



 

Imageکاری از گروه تفسیر دیپنا:
نفی ریب از قرآن در کلام آیت الله جوادی آملی
ديپنا:سرویس مراجع، علماء و پژوهشگران: آن چه كه از حضور شما خوانندگان محترم ديپنا مي گذرد، مطالب ارزنده اي است كه آيت الله جوادي آملي پيرامون تفسير آيه "ذالك الكتاب لاريب فيه"در سوره مباركه بقره بيان داشته اند.


 
 

دیپنا: آيت الله جوادي آملي:﴿ذلك الكتاب لا ريب فيه﴾، «ريب» در آن نيست. اين نفي ريب در قرآن كريم، هم دربارهٴ كتاب آسماني آمده است، هم دربارهٴ قيامت. ظاهرِ ﴿لا ريب فيه﴾ كه نفي حقيقت است؛ يعني شك در او نيست.

 

اين تعبير ﴿لا ريب فيه﴾ يك وقت به همان نحوهٴ حقيقتش اراده مي‌شود، يك وقت به آن نحوهٴ حقيقت اراده نمي‌شود؛ به اين معناست كه اين كتاب، شايستهٴ شك نيست، گرچه عدّه‌اي در آن شك مي‌كنند؛ نه اينكه در آن شك نمي‌كنند؛ او شكّ پذير نيست. او مطلبي كه قابل شك باشد ندارد؛ مطلب مبهمي در قرآن نيست كه مشكوك باشد.

 

نفي ريب در قرآن به مضار نفي موضوع آن



ادامه مطلب  
[ چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390  ] [ 12:56 AM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 1 ]

0



ادامه مطلب  
[ دوشنبه 19 اردیبهشت 1390  ] [ 12:25 AM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

 

 

مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت، درخصوص انتظار فرج تمثیل زیبائی دارند که نقل آن آموزنده است.

به گزارش جهان آن مرحوم می فرمایند:پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ را مرتب کنید تا من برگردم
خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند
...
یکی از بچه‌ها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید
یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این‌جا را مرتب کند
یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی‌گذارد، مرتب کنیم

اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را
می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد
هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. می‌دانست که آقاش همین ‌جاست


ادامه مطلب  
[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  ] [ 2:42 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

نیروهای رژیم بحرین این مساجد را به بهانه نداشتن مجوز تخریب و با خاک یکسان کرده اند در حالی که هر سه مسجد نام برده دارای مجوز ساخت و فعالیت بوده اند.

به گزارش شیعه آنلاین، خبرنگار افتخاری ما در منامه پایتخت بحرین خبر داد که به رغم تخریب و با خاک یکسان شدن تعداد زیادی از مساجد شیعیان توسط نیروهای رژیم آل خلیفه و آل سعود، اما برخی از شیعیان اصرار دارند که بر روی آوار این مساجد نماز بخوانند.
وی در ادامه افزود: در تصویر روبرو دیده می شود که گروهی از نمازگزاران شیعه بر روی آوار مسجد تخریب شده امام جواد (ع) واقع در میدان نهم شهر حمد نماز می خوانند.
 


ادامه مطلب  
[ سه شنبه 13 اردیبهشت 1390  ] [ 4:41 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]

 
     
 
 
راز جاودانگی قرآن

قرآن کتاب جامع
قرآن، مهم ترین، کامل ترین و جامع ترین کتاب آسمانی است. راز جاودانگی آن اموری چند است از جمله یکی از دلایل این جاودانگی غنای محتوایی، گستره معنایی و مفهومی، فراگیری موضوعی و جامعیت آن می باشد.
این که پیامبر گرامی(ص) فرموده است: اوتیت جوامع الکلم؛ جوامع کلمات به من داده شده است (نهج الفصاحه، ص
۱۹۵) به معنای این می تواند باشد که به وی قرآن بخشیده است؛ زیرا قرآن، کتابی شگفت است که با کم ترین عبارات بیشترین و کامل ترین محتوا را با خود همراه دارد. از این رو آن را جوامع الکلم نیز گفته اند: لقله الفاظها و کثره معانیها. هرچند که هدف اصلی قرآن، هدایت است ولی این بدان معنا نیست که حاوی بسیاری از حقایق هستی نباشد، بلکه حتی می توان


ادعا کرد که


ادامه مطلب  
[ جمعه 29 بهمن 1389  ] [ 6:49 PM ] [ محمدعلی حاجیان ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ

بسمه تعالی دراین وبلاگ مذهبی که ازمولا ومقتدایمان حضرت علی علیه السلام سخن به میان است ودرموردولایت این رادمردتاریخ که دربازگشت ازسفرحج پیامبرعظیم اشان اسلام پسرعم وداماد خودرادرمیان انبوهی ازمسلمین که ازاطراف واکناف حضورداشتنداورا به ولایت خود منسوب فرمودروایات اهل نظربرای بازدیدکنندگان محترم درج وامیداست موردقبول حق تعالی قرارگیرد وبرای شیعیان جهان افتخاراست که عیدغدبرخم راازبزرگترین اعیادمی شناسندالتماس دعا عیدغدیرخم بودافضل زعیدها//زیراکه درغدیر نام ولایت رقم زدند مدیروبلاگ
نويسندگان
آمار سایت
كل بازديدها : 215048 نفر
كل مطالب : 293 عدد
تعداد کل نظرات : 49 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 5 آذر 1389 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 15 شهریور 1394 
امکانات وب
تماس با ما



JavaScript Codes